در این مقاله مسأله هفت آسمان و زمین از نگاه قرآن و کیهانشناسی مورد بررسی قرار گرفته است، و روشن گردیده که این مسأله از زمان نوح مطرح بوده و از اختراعات قرآن نیست. تعبیر هفت آسمان میتواند به معنای عدد حقیقی یا عدد کثرت باشد و آسمان در قرآن میتواند به معنای جوّ زمین، جایگاه ستارگان و سیارات و یا مراتب عالی وجود (آسمان معنوی) باشد. بنابراین مقصود قرآن در آیات سبع سموات یکسان نیست و در هر مورد یکی از معانی ممکن است مقصود باشد، پس یک نظر قطعی را نمیتوان در مورد همه آیات جاری دانست و از طرف دیگر در کیهان شناسی نیز به صورت قطعی وجود یا عدم بیش از یک آسمان به اثبات نرسیده است.
بنابراین تعارضی واقعی بین قرآن و کیهانشناسی جدید در این مورد وجود ندارد. همان طور که تطابقی بین هفت آسمان قرآن با نُه فلک هیئت بطلمیوسی وجود ندارد بلکه قرآن با نظریه بطلمیوس مخالفت کرده است. از این رو دیدگاه سروش در مورد تطابق هفت آسمان قرآن با هیئت بطلمیوسی مورد نقد قرار گرفته است. در بخشی دیگر مقاله مسأله هفت زمین مطرح شده که برداشت آن از قرآن بعید است.